تبليغاتX
کهنه حصیر - جلسه!
 
 

امروز یه جلسه بود، . . . بگو خوب!

رفتم تو، . . . بگو خوب!

دیدم همه مشکی پوشیدن، . . . بگو خوب!

دیدم همه یه عالم ریش و پشم دارن، . . . بگو خوب!

خوب آخه شب احیا بود، . . . بگو خوب!

خوب آخه من کرم روشن پوشیده بودم! . . . بگو خوب!

آخه صورتمم 6 تیغ بود!

 

 

- من هیچ وقت تو زندگیم مشکی نپوشیدم. هیچ وقت هم پیرهن مشکی نداشتم. در مرگ هیچ‌کس هم مشکی نپوشیدم. به غیر از یک سال محرم که یه تی‌شرت مشکی گرفته بودم. و 3-4 باری پوشیدمش. همین.

 

  نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 22:36  توسط سعید  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM